پروردگارا... سرنوشت مراخير بنويس تا هر آنچه را تو دير مي خواهي زود نخواهم وهرچه را كه تو زود مي خواهي دير نخواهم
+نوشته شده در چهار شنبه 27 شهريور 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي, ساعت23:27توسط مهدیه |
1- زياد بلند پرواز نباش:چون آخرش با موخ ميخوري زمين 2-حسود نباش:چون ولو ميشي و بي ابرو 3-مهربان باش:چون هيچ چيز مثل خوش اخلاقي واسه ادم نميمونه 4- زود از كوره در نرو:چون اولين كسي كه اتيش ميگيره خودتي 5-دروغ نگو: چون زودتر از اون چيزي كه فكر كني لو ميري 6-زياد نخند: چون نشانه سبكي است
+نوشته شده در یک شنبه 24 شهريور 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي, ساعت1:8توسط مهدیه |
سخت است سخت است درك كردن دختري كه غم هايش را خودش مي داند و دلش كه همه تنها لبخند هايش را مي بينند كه حسرت مي خورند بخاطر شاد بودنش بخاطر خنده هايش و هيچ كس جز همان دختر نميداند كه چه قدر تنهاست كه چقدر مي ترسد از باختن يك عمر اعتماد بي حاصلش از يخ زدن احساس و قلبش از زندگي
+نوشته شده در جمعه 22 شهريور 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, ساعت21:40توسط مهدیه |
رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب... آب در حوض نبود ماهیان می گفتند: هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود پسر روشن آب، لب پاشویه نشست و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد
ببین غمگین ببین دلتنگ دیدارم... ببین خوابم نمی آید، بیدارم... نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو: تورا بیش از همه کس دوست میدارم
تكيه بده اما............. به شانه هايي كه اگر خوابت برد سرت را زمين نگذارند!!!
خدايا.............
با كه گويم: ماجراي حسرت دل را
كه يك دنيا سخن دارم ولي از بغض خاموشم
و عشق، تنها عشق مرا رساند به امکان یک پرنده شدن!
+نوشته شده در جمعه 11 مرداد 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق من , عشق دوست داشتن,داستانه عشق, ساعت16:10توسط مهدیه |
خوبم درست مثل مزرعه ای که محصولش را ملخ ها خورده اند دیگر نگران داس ها نیستم
+نوشته شده در جمعه 11 مرداد 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق,داستان من , قصه هاي عشق, ساعت16:0توسط مهدیه |
از پل های زیادی پریده ام در رودخانه های بسیاری غرق شده ام بارها شاخ به شاخ شده ام با زندگی بارها گلوله خورده ام و بارها مرده ام عشق از من یک بدل کار حرفه ای ساخته است !
+نوشته شده در جمعه 11 مرداد 1392برچسب:مهديه جليل نيا , عشق, زندگي, داستان هاي عاشقانه, ساعت15:52توسط مهدیه |
داشتیم بازی می کردیم اون رفت چشم گذاشت من رفتم قایم شدم اما اون بجای من یکی دیگرو پیدا کرد و من برای همیشه گم شدم
قابل توجه اون خانم یا اقایی که سعی داره منو با اون نرم افزاره محترم هک کنه تلاشت قابل تحسینه اما.. زیاد تلاش نکن ... خسته میشی باید بگم شتر در خواب بیند پنبه دانه
دو تا رفيق عاشق يك دختر ميشن دختره ميگه من 2 تا جام مشروب ميارم كه تو يكيش زهره هركس زنده بمونه اون با من ازدواج ميكونه رفيق اولي مي خوره و ميگه: به سلامتي اينكه من بميرم و رفيقم به عشقش برسه رفيق دومي مي خوره و ميگه: به سلامتي اينكه من بميرم و رفيقم به عشقش برسه هيچ كدومشون نمي ميرن بعد دختره يك جرعه ميخوره و ميگه: زهر تواين بود!!!!!!!! ميخورم به سلامتي اين دوتا رفيق كه من بميرم و رفاقت اين 2 به هم نخوره
+نوشته شده در دو شنبه 27 خرداد 1392برچسب:مهديه جليل نيا, درس عبرت, زندگي داستان كوتاه عاشقانه, عشقولانه, داستان كوناه, ساعت22:37توسط مهدیه |
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید
Home
|
| |
نام : | |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollName->
<-PollItems->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 120
بازدید ماه : 72
بازدید کل : 19389
تعداد مطالب : 217
تعداد نظرات : 101
تعداد آنلاین : 1
Alternative content
صفحه قبل 1 ... 4 5 6 7 8 ... 15 صفحه بعد