حرف دلتو بگو راست راست

حرف دل

تمام دنيا


در حكم يك دوربين عكاسي ست


لطفا لبخند بزنيد!!

+نوشته شده در چهار شنبه 6 آذر 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي, نصيحت عشقي, دكلمه باران,دكلمه پاييز,ساعت22:17توسط مهدیه | |

اشتباه من آن بود


هركجا رنجيدم خنديدم


فكر كردند دردم نمي ايد


ضربه را محكم تر كوبيدند!!

+نوشته شده در شنبه 2 آذر 1392برچسب:مهديه جليل نيا,اشتباه من,ساعت22:46توسط مهدیه | |

چه کسی؟
چــه کسـی می گویـد دوری ســـردی مــی آورد ؟
وقتــی کـه هنــوز بـا یـادت ،
بنـد بنـد وجــودم گــرم مــی شود...

 

+نوشته شده در چهار شنبه 29 آبان 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي, نصيحت عشقي, دكلمه باران,دكلمه پاييز,ساعت23:10توسط مهدیه | |

وقتی رد پای مهربانیت را در قلب کسی باقی بگذاری

همیشه بیشترازحاضرین حاضر خواهی بود

حتی اگر غایب هم باشی...

این است دلیل دلتنگی من....

+نوشته شده در یک شنبه 26 آبان 1392برچسب:,ساعت23:8توسط مهدیه | |

 

دلتنگه ...دیوونه نیست

دیوونه نیست....

دلتنگه....

بارون آرومش میکنه....

باور کن.
دلتنگه....

آروم نیست.... باور کن.

 

+نوشته شده در جمعه 24 آبان 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي, نصيحت عشقي, دكلمه باران,دكلمه پاييز,ساعت22:53توسط مهدیه | |

هی پاییز!

باران های غافلگیرکننده ات...

چه صفایی دارند!

پس از زیرچتر یک احساس نفرینی بودن...

باران،

باران،چه صفایی دارد...

پاییز

زودتر بیا!

تمام بغض هایی که قورت داده ام،

منتظر آمدن تواند...

+نوشته شده در جمعه 24 آبان 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي, نصيحت عشقي, دكلمه باران,دكلمه پاييز,ساعت22:46توسط مهدیه | |

تا حالا شده؟؟

تو يك جاي شلوغ باشي؟پر آدم؟يك دنيا حيا حو!!

ولي باز حس كني تنهايي؟؟

شده يك غم بزرگ تو دلت بشينه؟؟

نتوني با كسي حرف بزني ؟نشده؟ شده؟؟

شده مجبور بشي الكي علكي بخندي؟؟

الكي شاد باشي و برقصي؟؟

بغض بزرگي داشته باشي؟حس تنهايي كني؟غم داشته باشي؟

ولي هيچ كس! هيچ كس!

نباشه كه بتوني باهش حرف بزنيو درد و دل كني؟؟

به كي مي خواي اطمينان كني؟كدوم دوست؟

دوستي كه يك روز دشمنت نشه؟ ودشمني كه يك روز دوستت؟؟

تا حالا شده حس كني از تمام دنيا بدت مياد؟؟

از تمام آدم هاش از تمام رنگاش

 

+نوشته شده در جمعه 17 آبان 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي, نصيحت عشقي, دكلمه باران,ساعت22:46توسط مهدیه | |

دل من دنيايي نيست

دل من شايد در آسمان ها پيدا شود

شايد در زمين

دلتنگي هايم براي گم شدن روياهايم بسيار است

خودم را گم ميكنم گاه و بي گاه

خودم هستم در اين جا

در آنجا.....

نمي دانم

گريه هايم زير باران است

اشك هايم زير باران است

گاه حتي آسمان هم  به حال تنهاييم ميگريد

+نوشته شده در دو شنبه 13 آبان 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي, نصيحت عشقي, دكلمه باران,ساعت23:17توسط مهدیه | |

گاهي تنهايي


يعني خيليا


در حدت نيستن...

+نوشته شده در یک شنبه 12 آبان 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي, نصيحت عشقي,ساعت23:40توسط مهدیه | |

سلام

دل من خيلي كوچيكه

وقتي عاشق كسي يا چيزي ميشه

تمامش پر ميشه از اون

دل من طاغت نداره كه تنهاش بزارن و برن

دل من معبودش ميشه اون

اما هيف ....

خيلي زود ميشكنه

عجب چيني بند زده اي شده دل من

+نوشته شده در چهار شنبه 8 آبان 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي,ساعت22:36توسط مهدیه | |

آهااااای غریبه :
از اون دیوار ترک خورده وکوتاه رفاقت فاصله بگیر ، بارها به روی من ریخته است !
.

.

.

.

.

اشتباهم این بودهرجا رنجیدم خندیدم ،ف

کرکردند دردندارم، ضربه هارامحکمتر کوبیدند....

.

.

.

.

.

خیلی وقتها خیلی دیر آدمهای اطرافت را میشناسی …

آونوقت تازه یاد میگیری به خیلی ها بگویی “لطفا جلوتر نیا”

.

.

.

.

.

این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست
که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست...!!!

.

.

.

.

.

نقاش خوبی نبودم...
اما این روزها... به لطـف تو...
انتظار را دیدنی میکشم...!!!

.

.

.

.

.

اگر دلت گرفت سکوت کن !!
این روزها هیچ کس معنی دلتنگی را نمیفهمد!!!!!!

+نوشته شده در چهار شنبه 24 مهر 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي, نصيحت عشقي,ساعت23:44توسط مهدیه | |

براي اولين بار روي دريچه قلبم نوشتم

ورود ممنوع

ولي گفت: من بي سوادم

اشك ميريزم تا تو را در اشك هايم پيدا كنم

نه ديگر هرگز كسي را در قلبم راه نميدهم

اما باز عاشق ميشوم

+نوشته شده در جمعه 18 مهر 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي,ساعت23:43توسط مهدیه | |

ازم پرسيد:

منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو؟؟؟

منم راستشو گفتم:

زندگيم رو

ازم نپرسيد چرا؟فقط گريه كرد و رفت

ولي نميدونست كه تمام زندگيم خودشه

 

+نوشته شده در جمعه 12 مهر 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي,ساعت23:32توسط مهدیه | |

اه...اه...اه

خسته شدم

از همه چي

از همه كس

چرا هر كي به گوشيم زنگ ميزنه يا صدام ميزنه

من بايد با مهربوني بگم

 (جان)!!!؟؟؟

اصلا چرا يكي اين خودم پيدا نميشه

كه با من مهربون باشه

كه مشكلاتمو بريزم رو دوشش

كه پشت و پناهم بشه

كه باعث آرامشم باشه

 

+نوشته شده در یک شنبه 7 مهر 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درك كردن, داستان كوتاه, نكته اخلاقي,ساعت22:25توسط مهدیه | |

مي خواهم يكي از دست نوشتهاي، شب هاي بي خوابيم را به شما بدهم

                                                                          تقديم به تو

                                                                                                                         


خداوندا!

به سوي تو مي ايم و از تو كمك مي خواهم چون تو معبود مني و مرا بهتر از خودم مي شناسي

پس تو نا گفته مي داني كه من چه مي خواهم

خداوندا!

چشماني پر از اشك دارم ، به دنبال شانه اي مي گردم

                                                            تو برايم شانه اي قوي باش

شبي است و من به دنبال سر پناهي مي گردم

                                                            تو سر پناهم باش

گم شده ام راه نمايي مي خواهم

                                        تو راه هم را نشان بده

خوابم نميدانم چه كنم

                        تو بيدارم كن

سر در گمم

            تو هوشيارم كن

تنهايم در اين دنيا

                   تو مرا ياريم كن و مونسم باش

 

+نوشته شده در دو شنبه 1 مهر 1392برچسب:مهديه جليل نيا, عشق, درد و دل با خدا, دكلمه هايي براي خدا,ساعت22:44توسط مهدیه | |